
پیچید زیر لاله گوشم صدای او
گل کرد ماجرای من و ماجرای او
گفتم به او که زنده منم از برای تو
با شوق وشور آنکه بمیرم برای او
مثل بهار آمد و رفت از برم ولی
هر جا که رفت رفت دلم در هوای او
چشمی به پشت پنجره دارم به انتظار
تا یک دو قطره شوق بریزم به پای او
صوفی وشم به حلقه گلهای نو ظهور
اما چه حیف باغ ندارد صفای او
با خنده مدام لبش خاطرم خوشست
سرخست روی محفل و سبزست جای او
من دل زهر چه هست بریدم که عهد عشق
زنجیر شد به گردن جانم وفای او
در پای او همیشه عرق ریختم ز شرم
جان ارزشی نداشت که گفتم فدای او

نمی دانم، نمی خواهم بدانم پس از مرگم چه خواهد شد،
نمی خواهم بدانم کوزه کر از خاک اندامم چه خواهد ساخت،
ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد،
گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش،
و او یکریزو پی در پی دم گرم خوشش را در گلویم سخت بفشارد،
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،
بدین سان بشکند سکوت مرگبارم را!

عشق لالايي بارون تو شباست نم نم غبار پشت شيشه هاست
لحظه ي عزيز با تو بودنه اخرين پناه موندن منه
تو خود عشقي كه همزاد مني تو سكوت من وفرياد مني
دستاي تو خورشيد ونشون ميدن چشای خستمو بیدار میکنن
صداي بال پرنده رو لبات تو گوشم دوباره تكرار ميكنن
زندگي وقتي كه بيزاري باشه روزوشبهاش همه تكراري باشه
شايد عشق براي بعضي ادما لحظه ي قشنگ بيداري باشه



Just f-u-c-k you babe!
Kill me!
Rapidly and hard!
Don’t let me go
I'm a crused angel
You can't suffer me
Now It's me
I'm f-u-c-king you
Now…ever & ever
Just kill me and go
It's a chance to saving:
Yourself
Myself
Life
Dead
God & Devil!

می دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگه صبورم
چی شده تنها نشستی ؛ مثل تو از همه دورم
واسه من زندگی سرده ؛ نكنه تو هم غریبی
كاش می شد اشكهات و پاك كرد؛بمیرم تو هم بریدی؟
چه تبسم قشنگی ؛ وقتی به غمها بخندی
اخه ارزشی نداره ؛ دل به این دنیا ببندی
نازنین دنیا همینه ؛ اون كه خوب بود بدترینه
نكنه تنهات گذاشته ؛ اخره عشقها همینه
این روزا عشقها خیاله ؛ حتی فكرشم محاله
عشق پاك پیدا نمی شه ؛ باشه هم رو به زواله
می دونی چقدر عزیزه ؛ قطره سپید شبنم
مثل اون اشكهای نازن ؛ رو تن گلهای مریم
نازنین خدا بزرگ ؛ غم و از خودت جدا كن
ما كه تنها نمی مونیم ؛ افرین اخمات و وا كن